ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
225
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
مردمى برجسته و از نظر ايمان و اطلاع از ديگران ممتاز بودهاند و بسيارى از آنان در عرصهء ادب از شهرت فراوان برخوردار بودند . اما برخى از آنها پا را از حد خود فراتر نهادند ؛ قضات را راندند و سرانجام قضاوت و رسيدگى به دعاوى را مختص خود كردند ؛ مىدانستند كه پائينترين قشرهاى طبقات تهيدست را چگونه با پناه دادن به متخلفين از قانون سرسپردهء خود سازند و جماعت را مسحور و شيفته كنند . درحالىكه در برابر همه خود را فقير و خاضع نشان مىدهند براى خود ثروت گرد مىآورند زيرا سرانجام عايدات املاك مساجد ( موقوفات ) نيز به كيسهء آنان سرازير مىشود . چون در ايران دفاتر اسناد رسمى وجود ندارد و تملك در جائى به ثبت نمىرسد و فقط ملائى در دفترى به نام « قباله » آن را تأييد مىكند هركس مىتواند با جلب نظر متصدى امر قبالهاى جعلى با تاريخى قبل از قبالهء اصلى تهيه كند و بر مبناى آن مالكيت زمينى را كه از مدتها پيش در تصرف ديگرى بوده است ، « ادعا » كند ؛ و حال اگر نتواند كلا ملك را از يد ديگرى خارج سازد باز مىتواند طرف را مبلغ قابل توجهى سركيسه كند و آنگاه رضايت بدهد . زيرا در فقه اسلامى مرور زمان وجود ندارد ؛ شش سال قبل از طرف شاه مرور زمان براى مدت بيست سال تعيين شد و از طرف مراجع رسمى اعلام گرديد ، اما همچون ساير قوانين قوت و رواج نيافت . بعضى از خانهها در تهران و حتى دهات شش دانگ از اين جهت مشترى براى خريد پيدا نمىكنند و ويرانه مىشوند زيرا علاقهمندان مىترسند كه مالكين قديمى آنها بتوانند ادعاهاى گذشتهء خود را بر كرسى بنشانند . به محض اينكه شايعهاى پراكنده شود كه اين يا آن خان ديگر مورد عنايت دربار نيست از اطراف و اكناف ادعاهائى نسبت به اموال وى مىشود . همسايهء من در تهران ويرانهاى را خريد ، و بر آن خانهء زيبائى ساخت و ده سال تمام در آن سكنى گرفت . در اين هنگام درويشى از گرد راه رسيد و قبالهء كهنهاى را ارائه داد ، ولى صاحبخانه سخت خوشحال بود ، چون مدعى تازه به دريافت يك رأس اسب و پانزده تومان پول رضايت داد . ملاها بين محرومين و فرودستان طرفداران بسيارى دارند ؛ اما دولتيان از ملاها مىترسند زيرا مىتوانند قيام و بلوا برپا كنند . بههرحال اين را هم نمىتوان منكر شد كه ترس از آنها وسيلهاى است كه استبداد و ظلم زورگويان را تا اندازهاى محدود و تعديل مىكند . روىهمرفته در نظر عموم مردم از قدر و منزلت ملانماها تا اندازهاى كاسته شده است و همه از « ملابازى » صحبت مىكنند ؛ حتى نادر شاه نيز با ملاها ميانهء خوبى نداشت و بسيارى از موقوفات
--> همهء متصديان تعميم نمىتوان داد و پناه دادن به بىپناهان را نيز نقطه ضعف نبايد به حساب آورد . بهر تقدير همانطور كه در ابتداى فصل يادآور شديم چون مضامينى در پنج صفحهء ابتداى اين فصل ملاحظه شد كه واجد هيچ نكتهء تازهاى نبود و از طرف ديگر مىتوانست در اين زمان كه همه به يكدلى و اتفاق نظر احتياج دارند مايهء تشتت و اختلاف باشد به حذف آن تصميم گرفته شد و در چند مورد نيز در بعضى از عبارات و كلمات تغييراتى جزئى به عمل آمد . - م .